تبليغاتX
پاسخی متفاوت به کنکاش ذهن شما
خانه | آرشیو | پست الکترونیک
سوئ استفاده از ارزش
بنام خدا

امروز خبر پرتاب كفش به اي صفار هرندي را خواندم 

خيلي ناراحت شدم كه در جامعه ما جواب تفكر را با چه ميدهند كه البته در هر دو جريان متاسفانه هست

اما از يك لحاظ خنده ام گرفت كه همان ابزاري را كه عده اي قبلا استفاده ميكردند و ديگران قدرت جواب نداشتند الان ديگران استفاده ميكنند

بله بايد بگويند كه خودم كردم كه لعنت بر خودم باد

روزي كه كفش به بوش پرت كردند و تلويزيون ما با رشادت از آن تعريف ميكرد بايد به فكر اين روز هم ميبود حالا بايد پرسيد كفش پرت كردن خوب است يا نه

متاسفانه بعضي از اسلام و ارزشها سوئ استفاده ميكنند و عاقبتش هم ميشود اين آن خربزش اين هم لرزش   

|+| نوشته شده توسط علی اکبر . ب در دوشنبه یازدهم آبان 1388 و ساعت 20:12 | 
انتقاد شدید از عدم پاسخ‌ رئیس‌جمهور به‌ نامه رهبری

 
            
رئیس مرکز پژوهشهای مجلس پاسخ ندادن رئیس جمهور به نامه مقام معظم رهبری مبنی بر لزوم لغو حکم اسفندیار رحیم مشایی در سمت معاون اول را یک نوع بد رفتاری سیاسی خواند و آن را غیر قابل پذیرش دانست.

احمد توکلی در گفتگو با مهر، در خصوص عدم پاسخ محمود احمدی نژاد به نامه مقام معظم رهبری مبنی بر لزوم لغو حکم اسفندیار رحیم مشایی از سمت معاون اولی رئیس جمهور اظهار داشت:  به دنبال این نامه این رئیس جمهور بود که وظیفه داشت طبق قانون و احکام اسلامی پس از ابلاغ درهمان تاریخ یعنی 27 تیرماه دستور را اطاعت کرده و حکم را کان لم یکن اعلام می کرد.

وی افزود: متاسفانه پس از هفت روز این کار از سوی رئیس جمهور انجام نشد و شخص مشایی که اساسا مخاطب این نامه نبود اعلام کناره گیری کرد.

توکلی در ادامه این رفتار را یک نوع بدرفتاری سیاسی خواند و آن را غیر قابل قبول دانست.

عضو شاخص فراکسیون اصولگرایان مجلس تاکید کرد: نتیجه حکم باید اعلام کنار گذاشتن مشایی توسط رئیس جمهور باشد نه اینکه مشایی خود اعلام کناره گیری کند.

 در پی انتصاب اسفندیار رحیم مشایی به عنوان معاون اول رئیس جمهور تعداد زیادی از اصولگرایان و حامیان محمود احمدی نژاد در دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری، به شدت از عملکرد رئیس جمهور و این انتصاب انتقاد کردند. آیت الله مکارم شیرازی نیز این انتصاب را نامشروع خواند اما رئیس جمهور اعلام کرد که مشایی از سمت خود برکنار نخواهد شد.

رهبر معظم انقلاب نیز شنبه گذشته 27 تیرماه با ابلاغ پیامی به ریاست جمهور خواستار لغو این حکم از شدند و با گذشت 6 روز از صدور فرمان و اجرایی نشدن آن توسط رئیس جمهور، شب گذشته متن این نامه از طریق رسانه ها منتشر شد و به دنبال آن مشایی اعلام کناره گیری کرد.
بخش خبری الف

به سخنان آقای توکلی باید بی اهمیتی به نظر مراجع و عده زیادی از اصولگرا را که پشتیبان وی در انتخابات بودند را هم افزود و این نتیجه را گرفت که ایشان اصول محکمی ندارد و اینها همه حرف رای جمع کن است و حتی بعد از نظر رهبری یک هفته مکث کردند حتی در جلسه هیئت دولت هم آقای مشایی را به عنوان معاون اول بجای خود به جلسه فرستاد که باعث تعطیلی جلسه شد

این حرف را از من بشنوید آقای احمدی نژاد اگر در بعضی رو در بایستی ها گیر نکند به حرف هیچ کس گوش نمیکند و حاضر نیست کسی را که مخالف او حرف میزند را تحمل کند نمونه آن هم تغییر مکرر وزیران است و این راه به قول میر حسین به دیکتاتوری ختم میشود

میگید نه بشینید و نظاره کنید زمان خیلی چیز ها را روشن میکند

|+| نوشته شده توسط علی اکبر . ب در دوشنبه پنجم مرداد 1388 و ساعت 23:27 | 
گاف‌های خبری فارس و ایرنا برای جلوگیری از رسوایی احمدی‌نژاد در مشهد


يولداش:

در حالی که شاهدان عینی خبر از استقبال سرد از احمدی‌نژاد در مشهد می‌دهند، سایت‌های خبری اصولگرایی چون فارس و ایرنا، با انتشار عکس‌های قدیمی سفرهای استانی احمدی‌نژاد، سعی کردند این حقیقت تلخ را انکار و مخفی کنند.

با این حساب، اگر این عکس‌ها را واقعی فرض کنیم، از آنجا که به نوشته‌ی خبرگزاری فارس مسیر نیم ساعته‌ی فرودگاه تا حرم را در دو ساعت طی کرده، لابد باید علت تاخیر آقای رئیس دولت را نیز تعویض مکرر لباس (آن‌طور که عکس‌های خبرگزاری اصولگرا نشان می‌دهد) بدانیم!


عکس‌های زیر، گاف بزرگ خبرگزاری وابسته به جناح دولتی را فاش می‌کنند:

 

خبر از یولداش
راستی فیلمش هم هست اگه یک سرچ کنید میبینید که تو این مملکت چه خبره
|+| نوشته شده توسط علی اکبر . ب در جمعه دوم مرداد 1388 و ساعت 6:3 | 
تحلیلی معتدل از علی مطهری (برای جوامد الفکریون که کمی یاد بگیرند)
علی مطهری، نماینده تهران، در گفت‌وگویی تفصیلی با خبرنگار ایلنا، با تاکید بر اینکه این مساله به عملکرد هیات ویژه شورای نگهبان بستگی دارد، در پاسخ به این که به نظر شما این صندوق‌ها چگونه باید مورد بازشماری قرار گیرند؟، اظهار داشت: باید این صندوق‌ها را به طور تصادفی انتخاب کرد. به گونه‌ای که از هر استان 10 درصد از صندوق‌ها به شکل تصادفی مورد شمارش قرار بگیرد. البته باید دقت کافی شود تا اگر تعدادی از آرا با یک دست خط نوشته شده باشند و یا اسم رای دهنده و یا شماره شناسنامه و یا کد ملی او در آراء ثبت نشده باشد، مصداق تقلب شمرده شده و این نوع آرا ابطال شود.

** بهتر بود در ترکیب هیات ویژه شورای نگهبان، یک اصلاح طلب گنجانده می‌شد
عضو کمیسیون فرهنگی مجلس با اعتقاد بر اینکه هیات ویژه شورای نگهبان در اثبات صحت انتخابات می‌تواند بسیار موثر عمل کند، در خصوص ترکیب اعضای این هیات ادامه داد: بهتر بود در میان اعضای این هیات، یک نفر از اصلاح‌طلبان معتدل همچون آقایان محمدرضا خباز و یا مسعود پزشکیان که از جمله نمایندگان مجلس هستند نیز گنجانده می‌شد.
وی در واکنش به انتقاداتی در خصوص گرایش برخی اعضای این هیات به محمود احمدی‌نژاد به عنوان یکی از کاندیداهای انتخابات گذشته، خاطرنشان کرد: همانطور که گفتم بهتر بود یکی دو نفر از اعضای این هیات از میان اصلاح‌طلبان انتخاب می‌شد. اما اینکه یک نفر به کسی رای داده باشد‏، دلیل بر بی انصافی وی نمی‌شود و ممکن است این افراد در قضاوت خود بی‌طرف عمل کنند.
مطهری در پاسخ به اینکه آیا هیات ویژه شورای نگهبان می‌تواند به جلب اعتماد نامزدهای معترض و افکار عمومی بپردازد یا نه؟، گفت: این بستگی به عملکرد هیات مذکور دارد. البته نامزدها نیز باید نمایندگانشان را به این هیات اعزام کند تا در تمامی مراحل کار، ناظر بر عملکرد آنها باشد. به این ترتیب می‌توان به جلب اعتماد نامزدهای معترض پرداخت که به تبع آن، افکار عمومی نیز قانع خواهد شد.

** لزوم پاسخ معتدل و مسالمت آمیز به اعتراضات
عضو کمیسیون فرهنگی مجلس در پاسخ به سوالی که ارزیابی وی از اعتراضات نامزدها و حامیانشان طی یکی دوهفته اخیر را جویا می‌شد، اظهار داشت: اعتراضات اولیه طبیعی بود که به طور خودجوش از سوی برخی از مردم انجام شد. البته عملکرد آقای موسوی نیز در تحریک مردم نقش بسزایی داشت. ایشان جمعه شب دو هفته گذشته پیش از آن‌که انتخابات تمام شود، اعلام کردند که تا چه میزان رای دارند و اگر چیزی جز این شود، حتما تقلب شده است.
وی این سخنان موسوی را محرک دانست و افزود: ایشان به این ترتیب احساساتی را که در روزهای گذشته به اوج خود رسیده بود، تحریک کردند و تخم آشوب را همان جا کاشتند.
مطهری این اقدام موسوی را اشتباه دانست و ادامه داد: البته بخشی از اعتراضات خیابانی اخیر به طور طبیعی و خودجوش انجام شد و لازم بود تا به این اعتراضات به طور معتدل و با روش‌های مسالمت آمیز پاسخ داده شود. اگر چه مسوولان تلاش کردند که به طور منطقی به این اعتراضات پاسخ دهند و آنها را قانع کنند، اما به نظر من بهتر از این هم می‌شد عمل کرد.

** بهتر بود برای انجام اعتراضات مجوز صادر می‌شد
نماینده تهران در تشریح اقدامات مسالمت‌آمیزی که می‌توانست به اقناع افکار عمومی منجر شود، به صدور مجوز برای تجمع و اعتراضات مردمی اشاره کرد و گفت: می‌توانستند با صدور چنین مجوزهایی، اعتراضات را در محلی همچون مصلای تهران، برگزار کنند. اما متاسفانه چنین مجوزی صادر نشد.
عضو کمیسیون فرهنگی مجلس با اعتقاد بر اینکه صداوسیما هم بهتر از این هم می‌توانست عمل کند، ادامه داد: به عنوان مثال صداوسیما می‌توانست از کاندیداهای معترض بخواهد تا با حضور نمایندگانی از وزارت کشور با یکدیگر مناظره کنند. به این ترتیب، هم به سوالات آنها پاسخ داده می‌شد و هم ابهامات موجود از ذهن جامعه زدوده می‌شد و دو طرف می‌توانستند بهتر از این به کنترل موضوع بپردازند.

** برگزاری جشن ملی لزومی نداشت
مطهری در پاسخ به این که آیا به کار بردن الفاظی همچون «خس و خاشاک» و «اراذل و اوباش» برای مردمی که به نتایج انتخابات اعتراض داشتند، منجر به تحریک بیشتر مردم نشد؟، اظهار داشت: همین طور است. از نظر من برگزاری جشن ملی از سوی طرفداران احمدی‌نژاد در میدان ولیعصر (عج) اساسا لزومی نداشت. لحن سخنان رییس‌جمهور در این تجمع نیز مناسب نبود و باعث تحریک طرف مقابل شد.
وی در واکنش به اظهاراتی دال بر اینکه اعتراضات اخیر جنبه «انقلاب مخملی» در ایران داشته است، تصریح کرد: ظاهر و شکل قضایای اخیر، شبیه انقلاب مخملی بود. اما این که رهبران این حرکت، واقعا چنین نیتی داشتند یا نه، قابل تامل است و به راحتی نمی‌توان در این زمینه قضاوت کرد.
وی با تاکید بر اینکه باید نسبت به مجموعه مسایل اخیر خوش‌بین، بود ادامه داد: با چنین نگاهی می‌توان گفت که مجموعه‌ای از مردم که در میان آنها تعداد زیادی از متدینین نیز حضور داشتند، در مورد نتیجه انتخابات دچار شبهه شدند. این شبهه ممکن است در اثر تبلیغاتی به وجود آمده باشد که در جریان انتخابات شکل گرفت. اما این مردم قصد سویی نداشتند و تنها به دنبال رفع شبهه بودند که باید تلاش بیشتری برای رفع شبهه آنها انجام می‌شد. برای این منظور مادامی که به یقین نرسیده‌ایم نباید به این افراد اتهام بزنیم


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط علی اکبر . ب در شنبه بیستم تیر 1388 و ساعت 8:5 | 
نامه علي مطهری به احمدی‌نژاد / رفتار شما با اصولگرايي سازگار نيست !


در این نامه آمده است:

جناب آقاي دکتر محمود احمدي‌نژاد
رياست محترم جمهوري اسلامي و کانديداي دوره دهم

با اهداي سلام و آرزوي توفيق براي جناب عالي، مباحث مطرح در تبليغات انتخاباتي از سوي شما شبهات و پرسش‌هایي را پديد آورده که خوب است براي رفع اين شبهات پاسخ آنها را بدانيم:

1. چرا در چهار سال رياست جمهوري خود، نام مفسدان اقتصادي را اعلام نکرديد و در آستانه انتخابات رياست جمهوري دست به اين کار زديد؟

2. چرا در ميان افشاشدگان، نامي از وابستگان حاميان شما ديده نمي‌شود، در حالي که خوب مي‌دانيد در ميان وابستگان برخي حاميان نامدار شما نيز چنين افرادي ـ در حد همين اتهام‌ها ـ هستند؟

3. آقاي پاليزدار هم همين سخنان شما را به علاوه چند مطلب ديگر از همين سنخ مطرح کرد. چرا بر خلاف رکسانا صابري از او حمايت نکرديد تا سرانجام پس از نه ماه سلول انفرادي (به گفته وکيلش) به 9 سال زندان محکوم شد؟

من پيشنهاد روشني براي شما دارم. در اين چند روز باقي مانده تا انتخابات براي اثبات صداقت و خلوص نيت خود، نام دست‌کم يک تن از نزديکان حاميان مهم خود را ـ که در ميان وابستگان برخي روحانيون سرشناس حامي شما هم پيدا مي‌شوند و در گذشته مناصبي هم داشته‌اند ـ به عنوان مفسد اقتصادي اعلام نماييد تا مردمي که مي‌پندارند يک ناجي واقعي براي رفع فساد پای به ميدان گذاشته، قانع شوند که اين افشاگري‌هاي شما براي خداست، نه براي خود و از ترس از دست دادن مقام رياست جمهوري و در قالب يک پروژه سياسي.

خود بهتر مي‌دانيد که اينجانب در دي ماه 82 يعني سال‌ها پيش از جنابعالي مسأله فعاليت‌هاي اقتصادي برخي نزديکان جناب آقاي‌ هاشمي را مطرح کردم و خواستار شفاف شدن آن و رفع ابهامات شدم؛ بنابراين، نمي‌توان اينجانب را متهم به حمايت کور از افراد مورد انتقاد شما کرد. سخن در اين است که آيا شما مبارزه با مفاسد اقتصادي را به عنوان يک حقيقت و در راستاي اجراي عدالت قبول داريد يا به عنوان يک ابزار و وسيله براي پرونده‌سازي و استفاده از آن در رقابت‌هاي سياسي؟

رفتار شما اين دومي را تأييد مي‌کند. اين امر با اصولگرايي سازگار نيست، همچنان که انکار نظارت بر وضعيت فرهنگي جامعه از قبيل پوشش اسلامي و مميزي کتاب که اين روزها ورد زبان شماست، شما را از حوزه اصولگرايي خارج مي‌کند.

اينجانب بارها گفته‌ام جنابعالي يک کانديداي مستقل هستيد و ارتباطي با اصولگرايي نداريد و پيروزي يا شکست شما پيروزي يا شکست اصولگرايي نيست. براي شما حرکت در مسير رضاي الهي را آرزو مي‌کنم.

با تقديم احترام، علي مطهري 18/3/88

|+| نوشته شده توسط علی اکبر . ب در چهارشنبه بیستم خرداد 1388 و ساعت 7:32 | 
حق یا گذشت کدام ؟

بنام او

انسان میتواند در همه حال آزاد باشد به یک شرط (از نظرامانیستی) آن هم این است که به حقوق هیچ یک از انسانها  تجاوز نکند و حقی را پایمال نکند و به طبع رفتار او دیگران به مشکلی بر نخورند

اگر کسی توانست خود را کامل از دیگران جدا کند و در آینده (دقت) دیگران را وارد مشکلات خود نکند و این جرات را داشت که به تنهایی به حل مشکلاتش بپردازد  آن هنگام کاملا آزاد است و این امریست تقریبا محال و ما انسانها معمولا به حقوق یکدیگر (خواه /ناخواه ) صدمه میزنیم چون مملو از نقائص عقلانی هستیم و البته خودخواه هم هستیم

چاره چیست ؟ راه حل این است که ما با فرهنگ گذشت این اشفتگی مزمن تاریخ بشر را درمان کنیم  وگر نه همه مجرم و مظلوم هستیم و کینه ابدی بین ما حکمفرما خواهد شد

بله تاکید صرف بر روی حق حرفی بزرگ است که اندازه خیلی از ما انسانها نیست و نتیجه ای نمیدهد بجز درگیریها و کینه های طولانی

|+| نوشته شده توسط علی اکبر . ب در سه شنبه هجدهم تیر 1387 و ساعت 2:32 | 
خدایا به من چهار تا چشم بده

بنام آن زیباترین

در مورد بعضی چیزها میترسم حرف بزنم  که نکنه من هم اون مشکل رو دارم ولی در جهل مرکب غرقم

میدونید این حس چقدر مضطرب کننده است اما دوستش دارم چون  امید به من میگه که اگر هم در مشکل غرقی باز این نور به تو می تابه و در تاریکی خاموش نمیشی

اگر کسی این حس رو نداشته باشه باید هر لحظه منتظر باشه که در آیینه بجای یه  فرشته زیبا   دیوی پر از زشتی  رو ببینه

اما حرف من

امروز از خدا خواستم به من چهار چشم بدهد دو چشم در سرم که دیگران را ببینم و دو چشم هم در مقابل که خودم را ببینم

 از او خواستم اگر روزی خواست یکی را بگیرد دو چشم سر را بگیرد که برای انسان ندیدن دیگران او را از انسانیت نمی اندازد  اما ندیدن خودش او را حیوانی درنده میکند

از او خواستم دو چشم سر را مهربان و با گذشت و دو چشم مقابل را بی رحم و عیب جو قرار دهد

علت این حرفها اتفاق امروز بود

 امروز درجمع مردم بودم میدیدم که هرکس در آن جمع 10نفر را میبیند و چه خوب آنها را نقد میکند وچه ظریف مشکلات آنها را پیدا میکند  

این سوال به ذهنم امد که با این روحیه نقادی چرا جامعه ما درست نشده

میدونید علت چیه علت اینه که در این جمع ده نفری یک نفر دیگه هم هست که دیده نمیشه و اون یک نفر اصل کاریه هر کس تو زندگیش اون یک نفر رو دید مثل انسان زندگی کرد  میدونید اون یک نفر کیه اون «من» است بله اگر هر کس من خودش رو حتی با همون چشم سر ببینه همه چیز درست میشه همه چیز

بیائید هر روز چند لحظه چشم هامون رو ببندیم و کمی به خودمون نگاه کنیم البته نگاه بیرحمانه  

راستی اینقدربیان رو از محاوره به رسمی تغییر دادم علت داشت

|+| نوشته شده توسط علی اکبر . ب در جمعه چهاردهم تیر 1387 و ساعت 4:31 | 
کلید فراموش شده سعادت

بنام خود آ

در این پست میخواهم مطلب مهمی را که به نظر من مایه سعادت است را بگویم

هر انسان مجموعه ای از معلومات را با خود دارد که طبق آن راههای پیش روی او محدود میشود

یکسری از این معلومات را همه تائید میکنند مثل راستگویی امانتداری صداقت مهرورزی اخلاق و...

یکسری هم نیاز به اثبات دارند مثل دین و خدا

گام اول برای درست زیستن این است که به دسته اول معلومات عمل کنیم

ما انسانها حرفهای خیلی گنده ای میزنیم اما در  مرحله اول مانده ایم

و با هزاران توجیح آنها را زیر پا میگذاریم 

این است مشکل اصلی ما  

کسی نزد آقای بهجت رفت گفت مرا نصیحت کن ایشان گفتند اول به چیزهایی که میدانی عمل کن بعد به سراغ یادگیری مراحل بعد باش

اگر ما به معلومات اولیه خود عمل کنیم به خیلی از مسائل بعدی نیازی نداریم 

الان بدترین مشکلات بشر ظلم و تعدی به حقوق دیگران است همه فریاد برمی آوریم که آی ظلم همه جا را گرفته اما در حوزه خود به همان

عمل میکنیم فرقش این است که اینجا توجیحش میکنیم

تا این روحیه در ما باشد آش همان است و کاسه هم همان کاسه

باید هر کس اول خودش را ملزم به رعایت حق و قانون در کوچکترین جزئیات کند بعد به جامعه بپردازد  اگر اینگونه عمل کردیم در آینده نزدیک جامعه خوبی خواهیم داشت وگرنه هزاران دین و ایدئولوژی کاری از پیش نمیبرند

 

|+| نوشته شده توسط علی اکبر . ب در دوشنبه سوم تیر 1387 و ساعت 0:29 | 
روش مومنانه
بنام او

این دعا به ما میگوید که یک مسلمان واقعی باید چگونه باشد

مناجات آخرین دوشنبه سال :
خدایابه من توفیق تلاش ، در شکست ؛ صبر ، در نومیدی ؛ رفتن ، بی همراه ؛ جهاد ، بی سلاح ؛ کار ، بی پاداش ؛ فداکاری ، در سکوت ؛ دین ، بی دنیا ؛ مذهب ، بی عوام ؛ عظمت ، بی نام ؛ خدمت ، بی نان ؛ ایمان ، بی ریا ؛ خوبی ، بی نمود ؛ گستاخی ، بی خامی ؛ مناعت ، بی غرور ؛ عشق ، بی هوس ؛ تنهایی ، در انبوه جمعیت ؛ دوست داشتن ، بی آن که دوست بداند ؛ روزی کن

|+| نوشته شده توسط علی اکبر . ب در سه شنبه بیست و یکم خرداد 1387 و ساعت 2:10 | 
تاملی در مورد عصمت فاطمه زهرا علیها السلام (قسمت 2 )
بنام معصوم خالق معصوم

ب)دلیل دوم : احادیثی که مضمون آنها این است که خشم و رضایت فاطمه زهرا علیها السلام خشم و رضایت خدا و رسول است

علامه امینی در کتاب فاطمه زهرا علیها السلام نام 50 تن از علمای اهل سنت را که  این قبیل احادیث را در کتابهایشان آورده اند ذکر کرده اند

حال به بیان نکته ها میپردازیم

1- این احادیث در حوزه برخورد با افراد بسیار گویا است که ایشان بر هر که خشم بگیرد آن خشم حق است و همینطور در رضایت

این احساسات مبنای صحیح و حقیقی دارد و از روی عواطف زنانه نیست چون مثل خشم و رضای رسول و خدا گرفته شده و رسول و خدا بی دلیل خشم نمیگیرند و راضی نمیشوند

((البته همین قسمت برای اثبات برحق نبودن خلفای اولیه کافی است چون مسلم تاریخی است که ایشان از ابوبکر و عمر ناراحت بود که اول در جلسه عیادت راه ندادند و بعد از وساطت علی علیه السلام آمدند بعد فاطمه زهرا علیها السلام در جلسه عیادت بیان کردند که خدا را شاهد میگیرم که شما مرا به غضب دراوردید و رضایت مرا فراهم نکردید(الامامه و سیاسه ج1ص  14  وکفایه الطالب باب 99) و در خطبه مسجد نبی هم ابراز ناراحتی و انحراف به صراحت آمده(خطبه در کنز العمال /بلاغات النساء/مستدرک حاکم/ میزان الاعتدال/ مسند احمد/اسد الغابه/سیره حلبیه و... امده)  و همینطور مطلبی که بعنوان پنهان آشکار کننده اوردیم دلیل دیگری بر ناراحتی است )

حال شما بگویید کسی که خدا و رسول از او خشمگین باشند می تواند خلیفه باشد و آیا بر حق است

سوال : دوستان اهل سنت پرسیدند ناراحتی در بین نبوده حتی امام علی علیه السلام دختر خود را به عمر دادند .      من میگویم

اولا : ازدواج میتواند به  دلایل متفاوت باشد یا بر اثر ملاحظاتی باشد مثل ازدواجهای پیامبر (صلی الله علیه و آله و صحبه)

دوما : صرف هر ازدواجی  حتما دلیل فضل طرف نیست بلکه در تاریخ همسران خوب و بد را کنار هم داریم مثل زن لوط و نوح  نبی علیهم السلام و امام حسن و امام جواد علیهم السلام

سوما : اگر این ازدواج را هم دلیلی بدانیم باز در مقابل  دلیل های مقابل ارزشی ندارد و ساقط میشود چون قوت این قسم بسیار بیشتر است.

بله با ظاهر حدیث به تنهایی میتوان به این هدایت رسید که آیا انحرافی بوده یا نه))

 

حال به اصل بحث برمیگردیم

حدیث علاوه بر اینکه در حوزه برخورد فاطمه زهرا علیها السلام با افراد نافذ است بلکه در بقیه ابعاد زندگی ایشان یک تضمین است برای راستی و دوری از کجی (عصمت)

چند مقدمه

1/گناه از نظر دین یعنی انسان با اراده کاری را انجام دهد ویا کاری را ترک کند که خدا و رسول به آن کار یا ترک آن  راضی نباشند البته در درجه شدید(نه مثل کار مکروه)

2/انسان برای انجام هر کاری باید ابتدا به آن کار میل پیدا کند و به آن راضی شود سپس انجام دهد( البته شاید این رضایت اشتباهی یا طبق شرایطی خاص باشد اما در هر حال رضایت است)

پس رضایت با انجام یا ترک کاری مساوی است (البته در حال اختیار که مورد بحث ماست)

پس اگر رضایت فاطمه زهرا علیها السلام منطبق با رضایت خدا و رسول باشد  افعال ایشان منطبق با افعال خدا و رسول است  یعنی فاطمه زهرا علیها السلام هیچگاه به گناه  راضی نمیشود چون خدا و رسول هیچگاه به آن راضی نمیشوند

پس فاطمه زهرا علیها السلام معصوم است همانگونه که رسول الله (صلی الله علیه و آله و صحبه) معصوم بود

این است فاطمه ای که ما می شناسیم

حال اگر با این فاطمه به صدر اسلام برویم می ببینیم رهرو واقعی اسلام کیست و منحرف کننده کیست  آن موقع است که در این زمان فاطمی عمل میکنیم وبا تمام وجود به دفاع از ولایت می پردازیم.

والسلام

دوستان اگر جایی نقدی وارد بود حتما بگویید که خوشحال میشوم  باتشکر

|+| نوشته شده توسط علی اکبر . ب در سه شنبه چهاردهم خرداد 1387 و ساعت 4:26 | 
تاملی در مورد عصمت فاطمه زهرا علیها السلام (قسمت 1)

بنام معصوم خالق معصوم

با چند تن از برادران اهل سنت که بحث داشتم به این مطلب می رسیدیم که آنها اعتقادی به عصمت فاطمه زهرا علیها السلام ندارند ولی ایشان را والا مقام میدانند

بله کلید مهمی که این مشکل(وجود یا عدم وجود انحراف در صدر اسلام) را میگشاید همین نکته است پس بر آن شدم که بر این مطلب بپردازم

 نکته ای که اینجا باید ذکر شود این است که معصومیت یک فرد(غیر امام) را نمیتوان با دلیل عقلی ثابت کرد اما میتوان گفت محال عقلی نیست که افرادی غیر از پیامبر معصوم  باشند به این مثال توجه کنید(با عرض معذرت ) آیا ممکن است کسی بلا تشبیه مدفوع را حتی یکبار با اختیار خود بخورد مسلم است یک انسان بخاطر فهم خباثت این کار حتی به آن فکر هم نمیکند  حال چه محالی روی میدهد که کسی به خاطر فهم بالای خود از بدی گناه حتی یکبار هم به گناه دست نزند  پس محال نیست که کسی در عمر خود گناه نکند.

اما دلیل بر عصمت فاطمه زهرا علیها السلام

الف - ایه تطهیر(احزاب/33) :  .... در این آیه آمده که خداوند میخواهد شما اهل بیت را از رجس دور کند و شما را پاک کند پاک کردنی مخصوص

در این آیه چند نکته است

1- در معنای رجس باید گفت که به معنای پلیدی است و چون خداوندپلیدی را مطلق آورده  پس شامل همه پلیدی ها میشود که اگر نگوییم مکروه و ترک مستحب راشامل میشود حتما حرام و ترک واجب را شامل میشود.

2- آیه بعد از دور کردن از رجس (که خود نوعی پاکی است ) با تاکید دیگری میفرماید که شما را پاک میکنم و در تاکید سوم با آوردن مفعول مطلق میفرماید این یک پاک کردن معمولی نیست بلکه مخصوص و با رتبه بالایی است

با توجه به معنای رجس و این همه تاکید بر پاکی شما بگویید آیا عصمت ثابت نمیشود بله به نظر من این نوع پاکی  که خداوند خواسته همان عصمت(دوری از گناه ) است

3- نکته بعد این است که اهل بیت منظور در آیه چه کسانی هستند .بعضی گفته اند که منظور همسران پیامبر صلی الله است چون ابتدای آیه به ایشان اختصاص دارد اما به چند دلیل این استناد اشتباه است

 

ادامه بحث در ادامه مطلب


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط علی اکبر . ب در دوشنبه سیزدهم خرداد 1387 و ساعت 13:4 | 
نقد تحقیقی فیلم فتنه قسمت دوم

 بنام  کاشف

نقد تحقیقی فیلم فتنه    قسمت دوم

آیه چهارم (نساء /89)

کارگردان با این آیه میخواهد بفهماند که مسلمانان هر کسی را که دین اسلام را نپذیرد یا اسیر میکنند یا میکشند

این آقای خوش انصاف با تقطیع آیه و عدم تفکر در آن چه خوب به روشنگری پرداخته.

ابتدا دوست دارم که معنی آیه را ببینید

دوست دارند هم چنان كه خود به راه كفر مى‏روند شما نيز كافر شويد تا برابر گرديد. پس با هيچ يك از آنان دوستى مكنيد تا آن گاه كه در راه خدا مهاجرت كنند. و اگر سرباز زدند در هر جا كه آنها را بيابيد بگيريد و بكشيد و هيچ يك از آنها را به دوستى و يارى برمگزينيد. (89)

مگر كسانى كه به قومى كه ميان شما و ايشان پيمانى است مى‏پيوندند، يا خود نزد شما مى‏آيند در حالى كه از جنگيدن با شما يا جنگيدن با قوم خود ملول شده باشند. و اگر خدا مى‏خواست بر شما پيروزشان مى‏ساخت و با شما به جنگ برمى‏خاستند. پس هر گاه كناره گرفتند و با شما نجنگيدند و به شما پيشنهاد صلح كردند، خدا هيچ راهى براى شما بر ضد آنان نگشوده است. (90)

گروه ديگرى را خواهيد يافت كه مى‏خواهند از شما و قوم خود در امان باشند، اينان هر گاه كه به كفر دعوت شوند بدان بازگردند. پس اگر خود را به كنارى نكشند و صلح نكنند و از اعمال خويش باز نايستند آنان را هر جا كه يافتيد بگيريد و بكشيد كه شما را بر آنان تسلطى آشكار داده‏ايم (91)

 حالا به برداشتها طبق ترجمه میپردازم

1)کافران این آیه عادی نیستند بلکه دشمنی دارند بخاطر علاقه ضد اسلامیشان(البته باید دید فقط علاقه است یا همراه عملی است)

2)عدم دوستی با آنها در صورت عدم اصلاح

3)اگر نیامدند هر جا دیدید اسیر کرده یا بکشید

4)نکته مهم اینجا معلوم میشود که خدا در آیه بعد دو استثناء می آورد

اول پیوستن کافر به قومی که با مسلمانها عهدی دارند(در صلح هستند)

دوم اظهار کافر به اینکه قصد جنگ ندارد

بله اینجا مشخص شد که کافرانی که خدا دستور قتل آنها را داده کسانی هستند که به جنگ با مسلمانان میپردازد نه هر غیر مسلمانی  و مسلما  جنگ با کسی که در جنگ است بد نیست.

ادامه بحث در ادامه مطلب


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط علی اکبر . ب در سه شنبه هفتم خرداد 1387 و ساعت 0:51 | 
پاسخ به سوال م.ن
بنام تنها صابر

سوال م.ن

۱)سیر بحث خوب بود و نسبتا کامل اما سوالی که پیش میآد اینه که چرا زمانی که خود امام معصوم حضور داشته بازهم خلافت منحرف رو در تاریخ میبینیم ۲) دیگه اینه حالا که معصوم حضور مستقیم ندارن آیا اصولا چیزی به نام حکومت دینی درست هست یا خیر؟
۳)فکر میکنم علت مخفی شدن حضرت زهرا مربوط به سو استفاده ها ی سیاسی هم میشده که ایشون با دوربینی خواستن از این موضوع جلوگیری کنن

جواب 
با تشکر از م.ن باید در مورد چرایی انحراف بگویم که مسئله اصلی همین است که فقط امام  همه کاره نیست بلکه باید مردم هم با گوش دادن به حرف امام از انحراف دوری کنند و حکومت کامل با این دو بال می پرد.
به نظر من علت نیامدن امام هم همین علت است که مردم این را نفهمیده اند که برای سعادت باید حتما امامی معصوم باشد و در مرحله بعد مردم باید کامل به حرف او گوش کنند نه اینکه حرف او را در کنار حرف دیگری بیاورند و یا گوش نکنند .هر وقت مردم به این تفکر رسیدند امام زمان می آید.اگر در تجربه امامان گذشته دقت کنیم مشکل اصلی  اعتقاد ضعیف مردم در این دو زمینه بوده است
در مورد دوم (نبود امام)هم دو کار میتوان کرد اول نشستن و رها کردن همه چیز و واگذاری آن به دیگران که شاید از ما مسلمانها بدتر باشند و دوم ایجاد کردن یک جامعه اسلامی با تمام نقصهایش و سعی در بهبود آن .شما کدام را انتخاب میکنید
من میگویم اگر 100 را نداریم باید 60 را رها نکنیم و نگه داریم البته با تلاش برای بهبودی آن
در مورد سوم: بله من هم عقیده شما را قبول دارم اما به نظر من علت عمده نشان دادن این مطلب به تاریخ است که فاطمه زهرا سلام الله علیها از آن دو خشمگین و ناراضی بود کسی که خود اهل سنت میگوید خشم او خشم رسول و خشم خدا است واین نتیجه خیلی از مسائل را روشن میکند.  

برای مثال الان اهل سنت با حذف مطالب و رد اصحاب به اسم شیعه همه چیز را انکار میکنند اما برای این مطلب جوابی ندارند. که اگر هیچ اتفاقی نیفتاده پس چرا تنها دختر پیامبر (صلی الله علیه و آله و صحبه) را مخفیانه و بدون حضور خلیفه حق(ابوبکر) دفن کردند ؟          والسلام

|+| نوشته شده توسط علی اکبر . ب در پنجشنبه دوم خرداد 1387 و ساعت 16:51 | 
دیدگاه من در مورد امر به معروف

بنام یار

چندی پیش چند پاسخ به شبهاتی در زمینه امر به معروف را در وبلاگ دوستی دیدم  

در این مطلب قصد دارم که پاسخی متفاوت و قانع کننده تر بدهم .با تشکر از  اقای اسیابانی

 

پاسخ دیگری به تضادها توسط اقای اسیابانی نوشته شده که در ادامه مطلب امده.

 

1) در آیه ی 185 سوره ی بقره می خوانیم که:«یُریدُ اللهُ بُکم الیُسر و لا یُرید بکُم العُسر» خداوند برای شما آسانی خواسته و نه سختی!

بخشی از آیه ی 17 سوره ی لقمان این چنین است:« و أمر بالمعروف و انه عن المنكر و اصبر علی مآ أصابك إن ذلك من عزم الأمور »

باید در این راه هر مشکلی که به تو رسید تحمل کنی

سوال: اگر خدا سختی نخواسته پس چرا در آیه بعد گفته بر سختی آن صبر کن.

پاسخ :مفهوم آیه 185 این نیست که خدا فقط راحتی را برای شما خواسته بلکه منظور این است که احکامی که آمده سختی نسبی دارد بلکه هر تکلیفی سختی دارد اما این سختی ظاهری    نفع و آسایش بالاتری دارد که در مقایسه با آن سختی  آسایش محسوب میشود با این تفسیر دیگر تضادی با ایه بعد پیش نمی آید یعنی امر به معروف سختی دارد و باید صبر کرد اما نتیجه نهایی آن که اصلاح بدیها است آسایش بیشتری به همراه دارد ودر دید کلی اسانی است تا سختی.

اما در مورد سختی های امر به معروف و فشارهای ناشی از آن مثل کشته شدن   لطمه دیدن و...  باید گفت گاه امر به معروف در اسلام بخاطر همین مسائل اجرا نمی شود واینگونه نیست که در هر شرایطی این امر باید اجرا شود مانند زمان امام علی علیه السلام در تقابل با خلفا که باید باجنگ آنها را کنار میزد اما چنین نشد.در زمان همه امامان حتی امام حسین علیه السلام مواردی بود که جهاد به عنوان یک قسم از امر به معروف تعطیل شد  که این امر ریشه در اهم و مهم بودن مسائل اسلامی دارد برای مثال هر گاه امر به معروف(بخصوص جهاد) به قیمت از دست دادن امام یا اندک یاران راستین  میشد این اصل مهم تعطیل میشد که با سیر در تاریخ میبینید که همه امامان ما با این مسئله مواجه شده و یک گونه عمل کردند

برخورد متفاوت  امام حسین علیه السلام نسبت به دیگر ائمه

(این مطلب نظریه خودم است  اگر نقد دارید ذکر کنید)

حتی امام حسین علیه السلام (البته عده ای نتوانستند این عدم تطابق را حل کنند و به موضعی روی آوردند که ناآگاهانه دیگر امامان را ترسو و دوستار جان نشان میدهد) هم وقتی در شرایط دیگر امامان (موضع نبود  یار)قرار گرفت همان شیوه دیگر امامان را در پیش گرفت و از جهاد دست برداشت و قصد برگشت کردند(تقاضای برگشت امام هم با حر مطرح شد هم با عمر سعد) اما آنها اجازه برگشت ندادند و از این مرحله جهاد امر به معرفی نبود و تبدیل به دفاع از جان و ناموس شد این سیره در همه امامان هست و دلیل بر ترسو بودن نیست بلکه حفظ ارکان مهم اسلام است.(در آینده بیشتر توضیح میدهم).

پس سختی در امر به معروف طبیعی است و آنچه باید در نظر داشت اهم و مهم کردن عاقلانه است .

 

2) درمورد  آیه ی 195 سوره ی بقره  که می فرماید:«... لا تلقوا بایدیکم الی التهکة...» یعنی با دست خویش خود را به مهلکه نیاندازید

مفهوم:پس باید امر به معرفی که به هلاکت می انجامد تعطیل کرد.

 

 

ادامه بحث در ادامه مطلب


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط علی اکبر . ب در چهارشنبه یکم خرداد 1387 و ساعت 10:22 | 
پنهان آشکار کننده(در مورد فاطمه زهرا علیها السلام)

بنام خالق فاطمه زهرا

معمولا دلیل هر چه آشکار تر باشد در اقناع افراد موثرتر است اما من دلیلی می شناسم که با مخفی گری بهتر از آشکاربه اثبات حق رسیده است

بله سوالی که بر صفحه تاریخ نقش بسته این است که چرا قبر یگانه دختر پیامبر اسلام  آشکار نیست؟ این ابهام در ظاهر ابهام است اما به واقع خورشیدی است برای اشکارسازی یک انحراف بزرگ که مسیر حق را تغییر داد. بله این سوال در هر عصری چراغ هدایت است برای انسانهایی که به دنبال حق هستند.

حال به پاسخ این سوال می پردازیم

1)یک پاسخ این است که این محل قبر فراموش شده است .این جواب براساس اهمیت این بانو در اسلام وجایگاه او نزد پیامبر صلی الله علیه واله رد است و چنین احتمالی بسیار بعید است .

2) پاسخ دیگراین است که مخفی ماندن قبر علتی داشته است.پس برای یافتن این علت باید به تاریخ مراجعه کرد

ما به سراغ منابع اهل سنت میرویم که بحث یک منبعی پیش نیاید

در این منابع علت را مخفیانه دفن کردن ایشان توسط امام علی علیه السلام وعدم اجازه ایشان برای شرکت عمر وابوبکردر مراسم  ذکر کرده اند(صحیح بخاری ج 5ص 177-سنن الکبری ج 6 ص 300- صحیح مسلم ج 3 ص 1380- شذرات الذهب ج 1 ص 15و...) گروهی هم علت را وصیت حضرت زهرا علیها السلام دانسته اند چون ایشان از آن دو ناراحت بود (انساب الاشراف ج 1 ص405- شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید ج 6 ص50 و...)حال باید به علت این مخفی کاری پرداخت که آیا این روش برخورد به علت خواهشهای بی پایه نفسانی مثل عقده یا تلافی یا قهر بچگانه است یا علت مهمی دارد ؟

مورد اول از این دو بزرگوار دوراست چون اولا: در مورد این بزگواران آیه تطهیر (احزاب /33) آمده است و آنها را ازهر پلیدی (بوسیله تاکید تطهیرا در آیه)دور کرده  است

 دوما: در مورد این دو عزیز آمده که غضب وخشم آنها به غضب و خشم خدا میرسد(در مورد فاطمه زهرا السلام علیها علامه امینی در کتاب فاطمه زهرا علیها السلام نام 50 تن از اهل سنت را که حدیث را در کتابهایشان آورده اند ذکر کرده اما درمورد علی علیه السلام  منبع را فراموش کردم با این حال همان مورد فاطمه زهرا علیها  السلام کافی است) واین خشم مانند خشم ما از سر هواهای نفسانی نیست بلکه علت و مبنای صحیح وخدایی دارد پس ما به نتیجه دوم میرسیم که این عدم اجازه و ناراحتی علت معقولی دارد که لازم بوده اینگونه ابراز شود

حال باید دید که چه مسئله ای باعث این ناراحتی (به تبع خشم خدا) شده است

با سیری در تاریخ به چند علت میرسیم

1)غصب خلافت که طبق صدها دلیل (که در کتاب الغدیر آمده)باید به علی علیه السلام  واگذار می شد و حق ایشان بوده است

2) غصب فدک که پیامبر صلی الله علیه وآله به فاطمه زهرا علیها السلام بخشیده بود

3)حمله به خانه فاطمه زهرا علیها السلام و زدن ایشان که به خاطر عدم بیعت علی علیه السلام  با ابوبکرصورت گرفت

بله دقت به سوال اول(مخفی بودن قبر) و تحقیقهای بعدی در این مسئله پرده ای را کنار میزند که خلافت در ابتدای اسلام به انحراف کشیده شده است و سیر درستی نداشته است و به تبع آن حقایق بسیاری ازاسلام راستین آشکار میشود.

این است پنهان آشکار کننده

اینجا باید به دوستان اهل سنت بگویم که باید با همتی خدایی به مرور محققانه ای روی آورند.

دوستان اگر در روش بحث اشتباهی دیدید راهنمایی کنید

|+| نوشته شده توسط علی اکبر . ب در دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387 و ساعت 17:18 | 
Powered By BLOGFA - Designing & Supporting Tools By WebGozar